اگر خالقی بودم
ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢٩ 

من اگر خالقی بودم:

  بجای زشتی٬ زیبایی

  بجای دشمنی٬ دوستی

  بجای کینه٬ محبت

  بجای قهر٬ آشتی

  بجای غروب٬ طلوع

  بجای مرگ٬ زندگی

  بجای جنگ٬ آرامش

  بجای بیماری٬ سلامت

  بجای آدم٬ انسان

  بجای دوری٬ نزدیکی

  بجای معلول٬ سالم

  بجای ناپاکی٬ پاکی

  بجای ناملایمات٬ مهربانی

  بجای حسادت٬ رفاقت

  بجای نادانی٬ دانایی

 می‌آفریدم و در آخر اگر خالقی بودم هرگز مهرداد را نمی‌آفریدم.


کلمات کلیدی:
 
می‌خواهم بگويم
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۸ 

می‌خواهم بگویم از درد.

می‌خواهم بگویم از غم

می‌خواهم بگویم از دشمنی

می‌خواهم بگویم از کینه

می‌خواهم بگویم از خود

می‌خواهم بگویم از دل

می‌خواهم بگویم از علت

می‌خواهم بگویم از معلول

می‌خواهم بگویم از تنهایی

می‌خواهم بگویم از گریه

می‌خواهم بگویم از اینکه من اگر نبودم دیگر حرفی برای گفتن نداشتم٬ چقدر خوب می‌شد اگر اینطور می‌شد چون دیگر کسی را برای شنیدن حرفهایم نمی‌خواستم.


کلمات کلیدی:
 
چی می‌شد
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۸ 

چی می‌شد اگر :

      قهر نبود٬ آشتی بود.

      فریاد نبود٬ آرامش بود.

      کینه نبود٬ دوستی بود.

      سکوت نبود٬ حرف بود.

      نفرت نبود٬ علاقه بود.

      بیماری نبود٬ سلامت بود.

      نا مردمی نبود٬ انسانیت بود.

     

چی می‌شد برای من:

   اگر تولد نبود٬ مرگ بود؟

   اگر سکوت نبود٬ حرف بود؟

   اگر دشمنی نبود٬ دوستی بود؟

   اگر من ... نبودم و اگر نبودم؟


کلمات کلیدی:
 
اگر ساکتم
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۸ 

اگر ساکتم٬ کوهی از حرفم.

اگر ساکتم٬ دریایی از دردم.

اگر ساکتم٬ مملو از قهرم.

اگر ساکتم٬ سرشار از سوزم.

اگر ساکتم٬ انباشته از فکر مرگم.

اگر ساکتم٬ بی نهایت تنهایم.

اگر ساکتم٬ شدایداْ غمگینم.

و در آخر اگر ساکتم٬ در این فکر هستم که :

    چرا هستم؟

    چرا زنده‌ام؟

    چرا بدنیا آمدم؟

    چرا ساکتم؟


کلمات کلیدی:
 
خنده‌های ظاهری
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٦/۱٥ 

تا کی می‌توان دل غمگين را پشت خنده‌های ظاهری پنهان کرد؟


کلمات کلیدی: