خنده
ساعت ٧:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۸ 
ایکاش همه‌ی مردم بجای خندیدن به هم٬ با همدیگر می‌خندیدند.
کلمات کلیدی:
 
خانه
ساعت ٩:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱ 

    اگر با صداقت و یکرنگی٬ پی٬ با همدلی و همفکری دیوارها و با صمیمیت و مهربانی سقفی برای یک خانه ساخت٬ در آن خانه می‌توان زندگی کرد و در باغچه‌اش گلهای عشق و امید کاشت.


کلمات کلیدی:
 
خزان پائيزی
ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱ 

   در این فصل زیبای پائیز که طبیعت رنگ و بوی دیگری دارد و برگ درختان زرد و هوا ابری و بارانی است و همه نشانه‌های تغییر و دگرگونی است برگ درختان زرد و نارنجی وقرمز می‌شوند و سپس خزان می‌کنند٬ یعنی انتهای عمر برگها٬ مرگ. برگهایی که در بهار متولد شده‌اند٬ می‌دانند که روزی در پاییز خزان خواهند کرد و مرد. ای‌کاش من هم مثل برگها بودم.


کلمات کلیدی:
 
شناخت
ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱ 
عمری را زندگی کردم تا بفهمم کیستم ولی حالا فهمیدم که عمری از من گذشته.
کلمات کلیدی:
 
رفتن
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱ 

    بهترین روز برای من روزی است که بروم. از میان این آدمها بروم. از بین آدمهایی که تحمل وجود من برایشان عذاب‌آور است٬بروم. کاش قبل از گذاشتن نقطه آخر این جمله بروم.


کلمات کلیدی:
 
خنده و گريه
ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۱ 

به دلم می‌گویم:

دوست داشته باش٬ می‌گرید.

خوشحال باش٬ می‌گرید.

شاد باش٬ می‌گرید.

غمگین باش٬ می‌خندد.


کلمات کلیدی:
 
زندگی زيباست اگر ...
ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٩ 

زندگی زيباست اگر در زیر سقف مهربانی باشد.

زندگی زيباست اگر در زیر سقف یکرنگی باشد.

زندگی زيباست اگر در زیر سقف همدلی باشد.

زندگی زيباست اگر در زیر سقف محبت باشد.

زندگی زيباست اگر در زیر سقف دوستی باشد.

.

.

.

زندگی زيبا نیست اگر در زیر سقفی نباشد.


کلمات کلیدی:
 
گريه
ساعت ۸:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱ 

در یک غروب زمستان بر روی شیشه‌ی بخار گرفته پنجره‌ی اتاقم عکسی از خودم را کشیدم٬ بعد از مدتی آن نیز گریست.


کلمات کلیدی: