دل ابری و بارانی
ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢٢ 

بهار و تابستان و پائیز و زمستان دلم ابری است،در دلم باران می بارد و چشمانم خیس می شود. همیشه هوای دلم پائیزی است با بارانهای سیل آساکه در دل می بارد و سیلابش از چشم جاری می شود.ای کاش می شد از این آب همیشه روان برای روشن کردن دلی که چون یک روز پائیزی تیره و ابری است استفاده کرد. ای کاش این سیلاب باعث سبز شدن جوانه های شادی و امید می شد ولی افسوس که نمی شود شاید علت آن شوری این سیلاب باشد که نمی گذارد هیچ جوانه ای سبز شود.اما اگر می شد این سیلاب شور را با محبت شیرین کرد شاید می شد با این آب جوانه های شادی و امید را پرورش داد و شاید باعث می شد که هوای پائیزی دلم تبدیل به هوای بهاری شود.ای کاش می شد.ای کاش می شد.ای کاش می شد.


کلمات کلیدی: