چراغ اميد
ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٧/٢۳ 

     هر آدمی از وقتیکه متولد می‌شه چراغی در وجودش روشن می‌شه٬ که اسمش امیده.که آدمی باید با انرژی آرزو آنرا روشن نگهداره که در مورد آدمهای دلسرد و دل مرده نه ناامید، اون چراغ خاموش می‌شه که چراغ منم خاموش شده بود ولی امروز که یک روز پاییزیه با شنیدن یک زنگ که مثل یک تلنگر یا شاید یک اخطار بود که بعد از اون تلنگر یک صدای امیدوار و آرامش دهنده که نمی‌دونم بگم از طرف یک دوست، یک غریبه، یک آشنا و یا شاید فامیل را شنیدم که باعث روشن شدن چراغم شد. نمی‌شه گفت که کاملا روشن شده ولی سوسوی کمی دیده می‌شه که چون در یک جای تاریک و زنگار گرفته‌ای هست شاید بشه سوسوی امید این چراغ رو دید که امیدوارم نور امید این چراغ اینقدر زیاد بشه که دیگه هیچ جای تاریکی درونم نباشه.


کلمات کلیدی: