واژه های آشنای من
ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٥/٢٥ 

تنهایی٬جدایی٬دوری٬غمگینی واژهایی هستند که از کودکی برایم آشنا بودند. در بین یک جمع بزرگ بنام ... ظاهرا زندگی می‌کنم لغت ظاهرا را از این نظر بکار بردم که فقط از نظر فیزیکی زنده‌ام و زندگی می‌کنم ولی از جهات دیگر آدم مرده‌ای بیش نیستم.در بین جمعی بزرگ هستم ولی تنهای تنهای تنها.


کلمات کلیدی: