اگر ساکتم
ساعت ۸:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٦/٢۸ 

اگر ساکتم٬ کوهی از حرفم.

اگر ساکتم٬ دریایی از دردم.

اگر ساکتم٬ مملو از قهرم.

اگر ساکتم٬ سرشار از سوزم.

اگر ساکتم٬ انباشته از فکر مرگم.

اگر ساکتم٬ بی نهایت تنهایم.

اگر ساکتم٬ شدایداْ غمگینم.

و در آخر اگر ساکتم٬ در این فکر هستم که :

    چرا هستم؟

    چرا زنده‌ام؟

    چرا بدنیا آمدم؟

    چرا ساکتم؟


کلمات کلیدی: