دل تاریک

    در گذر از کوچه و پس کوچه‌های درونم به راهی باریک و تاریک رسیدم که انتهای آن به محلی بزرگ و تیره و تار رسیدم محلی سراسر سیاه و غم زده که نامش کوچک است ولی خودش بزرگ نام این محل دل است که آنقدر بزرگ است که می توان خیلی از بزرگان را درونش جای داد ولی بجای نور و امید درونش پر از درد، غم، حرف، تنهایی و هزاران هزار چیز دیگر است.

/ 3 نظر / 9 بازدید
دلشکسته تنها

سلام... وبلاگ جالبی داری... ساده ولی پر محتوا...از پس اين زندگی دريايی و پی اين طلوع و غروب...در گذر از کوچه و پس کوچه‌های درونت با دل تاريک خود سری به دلشکسته تنها هم بزن.... موفق باشي... يا علی

آدم

سلام دوست خوبم رزی برای ... به روز شد. خوشحال می شوم ببينمت و نظرت رو بدونم.

دلم ميخواد پاشی با کمک هم يه کبريت پيدا کنيم و يه شمع رو روشن کنيم و يه کمی دلت رو از تاريکی در بياری و بعد اهسته اهسته با يک نور افکن نورانی بکنی يه روزهای من از شما دل گير تر بودم .... خسته تنها ...به اخر خط رسيده بودم ..... اما بلاخره تکون خوردم ...... يا علی بگو در پناه خدا يه خواهش بزرگ ......تا ميتونی بنويس همين جا بنويس فقط سکوت نکن هر چی به ذهنت ميايد بنويس وقتی تاريکی ها بيرون بره روشن ها ميايد