مهمونی

امشب یه مهمونی بزرگ دارم.
همه ی اونایی که هر شب باهام بودن دعوتن توش.
مهمونام امشب خیلی خاصن آخه امشب شب خاصیه.
امشب شبی که من بدون اینکه خودم بخوام آمدم به این دنیا، تک و تنها.
امشب مثلا شب تولدمه.
از اولش تنها بودم تا حالاش.
و اما مهمونام همه شون برام عزیزن.
خونواده ی غمها ، خونواده ی غصه ها و خونواده ی دردها، همشون هستن.
حسابی جمعمون جوره، راستی یادم رفت که بگم خونواده ی اشکم هست.
همونایی که شبها همشون هستن.
این مهمونی بزرگ همش توی یک تالار بزرگه. اون تالارم اسمش دل منه.دله من، دله من، دله من، به این آدمها دل نبند.

 

/ 7 نظر / 9 بازدید
یک آشنای قدیمی

سلام مهرداد جان تولدت مبارک از صمیم قلبم برات بهترین ها رو آرزومندم.

اشکها و لبخندها

سلام تولدتا ن مبارک باشه . چرا آنقدر غمگین . یادت رفته خدا را داری . دست خدا بالاترین دستهاست آقا مهرداد . به خدا توکل کن و همه چیز را بسپار دست او . انشا الله سال جدید برنامه ریزی کنید یک روز بیاد دفتر مددکاری ما و مددجویان مرا ببینید .

آرامش

سلام مهرداد جان خوبی دوست عزیز ممنون که اومدی پیشم وبلاگ زیبایی داری و نوشته هات دلنشینه شاد باشی[گل]

لثمره

سلام.سلامی به بزرگیه امروز! می خوای بدونی چرا؟ کسی که باید تصمیم بگیره به وجود بیای یا نه اون بالا نشسته می دونست چی خلق بکنه که افریدت. دوستش می دارم چون همیشه بهترین هارا خلق می کند و به ما فرصت میدهد تا با ایفا کردنه نقش نقاش خود را بسازیم.

شیدا عارف

من باهاتون قهرم این چه تولدیه....!

مریم

تولدت مبارک...گرچه مهداد جونم ماهها گذشته...ولی خوبی تولد اینه که سالی یه بار میاد...تولد 120سالگیش عزیزم.[لبخند]